مفهوم الگوهای نوظهور
مفهوم الگوهای نوظهور برای استخراج دانش از پایگاه داده ها توسط Dong و Li پیشنهاد شده است تا تغییرات قابل توجه بین کلاس ها را به تصویر بکشند [1]. یک الگوی نوظهور، […]
مفهوم الگوهای نوظهور برای استخراج دانش از پایگاه داده ها توسط Dong و Li پیشنهاد شده است تا تغییرات قابل توجه بین کلاس ها را به تصویر بکشند [1]. یک الگوی نوظهور، […]
کلاسه بندی[1] یکی از وظایف اساسی در داده کاوی[2] است که بطور وسیعی در زمینه یادگیری ماشین[3]، شبکه های عصبی[4] و تشخیص الگو[5] مورد مطالعه واقع شده است. ورودی، مجموعه ای از
تاریخچه هوش مصنوعی توانایی یادگیری منحصر به سیستمهای زنده نیست بلکه در مدلهای شبکه عصبی نیز قابل دسترس است. گرچه مفهوم یادگیری ماشین برخلاف باورهای معمول ما از کامپیوترها است، زیرا اغلب
برای شناسایی علایم توسط SVM باید در ابتدا به آن آموزش داد، برای اینکار ویژگیهای تصاویر با استفاده از SIFT[1] بدست آورد. مشکلات ناشی از مقیاس[2]،چرخش[3]،اعوجاج معین[4]،تغییر دید سه بعدی، نویز وتغییرات
الگوريتم اجتماع ذرات يك الگوريتم بهينه سازي تقليدي از رفتارهاي جوامع جانوري در پردازش دانش جامعه است. اين الگوريتم PSO از دو زمينه ريشه گرفته است . نخست زندگي مصنوعي (مانند دستة
الگوريتم هاي آموزشي متنوعي جهت آموزش شبكه هاي عصبي به كار گرفته شده است. از مهم ترين الگوريتم هاي آموزشي مي توان از الگوريتم پس انتشار(back propagation)نام برد. در الگوريتم پس انتشار
شبکه های عصبی از عناصر عملیاتی ساده ای تشکیل شده است که بصورت موازی با هم در ارتباطند. این عناصر از سیستم عصبی بیولوژیکی الهام گرفته اند. وظیفه این شبکه ها در
در مرحله آشکارسازی علامت روی تصویر پیش پردازش انجام می گیرد و بخش بندی تصویر با توجه به خصوصیات رنگ واشکال ، انجام می گیرد. هر کدام از این بخش ها حاوی
توابع والش در سال 1923 توسط والش با ارائه توابع متعامد معرفی شد[41]. اما در سال 1969 از توابع والش برای تبدیل والش استفاده شد. تبدیل والش یک تبدیل بهینه موضعی و
با کشف سیگنال های EEG بسیاری از محققین در سراسر دنیا شروع به فعالیت در این زمینه کردند. مجموعه داده های متفاوت و با کاربردهای متفاوتی ایجاد شد. اکثر این محققین در
مروری بر تحقیقات انجام شده در زمینه دسته بندی سیگنال های مغزی بیشتر بخوانید »
تعامل انسان با کامپیوتر (HCI) امروزه کاربردهای گسترده ای دارد. این رشته علم بررسی تعامل کامپیوتر و انسان است. در واقع این علم نقطه تقاطع دانش کامپیوتر، علوم رفتارشناسی طراحی و چند
محققان و سازمانهای مختلف، تاکنون دسته بندیهای متفاوتی را برای آسيب پذيریها ارائه کردهاند. در اين بخش به معرفی برخی از کارهای انجام شده برای دسته بندی آسيب پذيریها پرداخته میشود. بيشاپ[1]
انتخاب ويژگی، تکنيک انتخاب زيرمجموعهای از ويژگیهای مرتبط است، که هدف آن ساختن يک مدل يادگيری قویتر میباشد. در يادگيری ماشين و آمار از عناوينی مثل انتخاب متغيير، کاهش ويژگیها، انتخاب صفت
يكي ديگر از اهداف دادهکاوی پديدهی خوشهبندي ميباشد، كه به فرآيند تقسيم مجموعهاي از دادهها (يا اشياء) به زير كلاسهايي با مفهوم خوشه اشاره دارد. يك خوشه، يك سري دادههاي مشابه ميباشد
کلاس بندی فرآيند پيدا کردن يک مدل توصيف کننده و تميز دهنده برای کلاس های داده ها است. اين مدل بايد به شکلی باشد که بتوان از آن برای پيش بينی کلاس
برای ارزیابی سیستم از نظیرکردن یک به یک گوینده های مرجع به گوینده هایی که سیستم آنها را تشخیص داده است، استفاده می شود. این موضوع را در نظیر کردن مورد توجه
در این سیستم ها هدف از خوشه بندی گوینده، شناسایی و دسته بندی سگمنت های گفتاری مربوط به یک گوینده و اختصاص یک برچسب واحد به آنهاست و در نهایت نتیجه فرآیند
روش های خوشه بندی متداول در سیستم های خوشه بندی گوینده بیشتر بخوانید »
خوشه بندی، سازمان دهی مجموعه ای از الگوها[1] بر اساس شباهت در خوشه ها است. به نحوی که الگوهای داخل یک خوشه شبیه به هم بوده و دارای بیشترین تفاوت با الگوهای
در این روش بعد از فاز استخراج ویژگی، برای تصمیم گیری از یک شبکه عصبی استفاده می شود. شبکه های عصبی دارای ورودی، خروجی و لایه های مخفی میانی[1]می باشند. شکل (2-7)
بطور کلی مراحل مختلف یک سیستم بازشناسی گوینده، بصورت زیر خلاصه می گردد: 1-قطعه بندی آکوستیکی[1] 2-تشخیص گفتار از غیر گفتار[2] 3-تشخیص جنسیت گوینده 4-تشخیص تغییر گوینده 5-جمع زدن گوینده های مشابه
در دهه اخیر با توجه به بالا رفتن سرعت شبکه های کامپیوتری، روش های نظارت و شناسایی مبتنی به جریان شبکه بسیار مورد توجه قرار گرفته اند. به طوری که تولید کنندگان
پس از استخراج ويژگي، بحث چگونگي ارتباط ميان ويژگيها و نحوه تعيين ميزان خستگي و عدم تمرکز حواس راننده بر اساس اين ويژگيها مطرح ميشود. تعيين وضعيت راننده يک مسئله طبقهبندي[1] (دستهبندي)
در سيستمهاي نظارت چهره راننده، ويژگيهاي مفيد براي تشخيص خستگي و عدم تمرکز حواس به سه دسته کلي قابل تقسيم است: ويژگيهاي ناحيه چشم ويژگيهاي ناحيه دهان ويژگيهاي ناحيه چهره و سر