برنامه ریزی استراتژیک

2.4.1 برنامه ریزی

برنامه ریزی عبارتست از فرایندی دارای مراحل مشخص و به هم پیوسته برای تولید یک خروجی منسجم در قالب سیستمی هماهنگ از تصمیمات. برنامه بیانی روشن، مستند و مشروح از مقاصد و تصمیمات است. برنامه خروجی فرایند برنامه ریزی است اما برنامه ریزی یک فرایند پیوسته است که پیش از اتخاذ هر تصمیمی آغاز شده و پس از اجرای آن تصمیم ادامه می یابد. از جنبه ماهیت، برنامه ریزی دارای انواع برنامه ریزی فیزیکی ،سازمانی، فرایند، مالی، وظیفه ای و عمومی است. از جنبه افق زمانی، برنامه ریزی را می توان در قالب برنامه ریزی کوتاه مدت ، برنامه ریزی میان مدت و برنامه ریزی بلندمدت دسته بندی کرد[6]. بیشتر برنامه ریزی ها بر اساس دیدگاه عقلایی، دارای شکل آرمان ها و اهداف- طرح ها و اقدامات- منابع موردنیاز هستند. در این مدل ها ابتدا آرمان ها و اهداف سازمانها تبیین شده، سپس طرح ها و اقدامات لازم تعیین و در نهایت منابع موردنیاز برای انجام پروژه برآورد می گردند .

2.4.2 برنامه ریزی و تغییر

تغییر در شرایط محیط، سیاست ها، نگرش ها، دیدگاه ها، ساختارها، نظام ها و . . . عواملی هستند که برآرمان ها و اهداف برنامه ریزی تأثیر گذاشته که در نهایت باعث تغییر برنامه می گردند. برنامه ریزی در شکل اشاره شده در فوق ظرفیت و توانایی مقابله با چنین تغییراتی را نداشته و منجر به شکست می گردد. این شرایط موجب رشد این تفکر شد که در برنامه ریزی باید بتوان با تغییرات، جهت حرکت سازمان را تغییر داد و جهت و رفتار جدیدی را در پیش گرفت. این نگرش زمینه ساز ابداع برنامه ریزی استراتژیک شد. بر خلاف برنامه ریزی سنتی که در آن آرمان ها و اهداف تعیین می شوند در برنامه ریزی استراتژیک، هدف تبیین و تدوین استراتژی است. بسته به نوع، تنوع و ماهیت تغییرات موجود در محیط می توان ترکیبی از برنامه ریزی سنتی و برنامه ریزی استراتژیک را به کار برد.

2.4.3 استراتژی

استراتژی برنامه، موضع، الگوی رفتاری، پرسپکتیو، سیاست یا تصمیمی است که سمت و سوی دیدگاه ها و جهت حرکت سازمان را نشان می دهد. استراتژی می تواند تحت سطوح سازمانی، وظایف و محدوده زمانی متفاوت تعریف شود.
2.4.4 برنامه ریزی راهبردی

برنامه ریزی راهبردی- استراتژیک- فرآیندی است سازمانی برای تعریف راهبرد سازمان و تصمیم گیری برای چگونگی یافتن منابع مورد نیاز برای رسیدن به مقصود استراتژی، صورت می گیرد. این فرآیند افراد و منابع را نیز شامل می شود .

برای آنکه سازمان بداند به کجا خواهد رفت باید بداند اکنون دقیقا کجا قرار گرفته است. پس از آن باید آنچه می خواهد باشد را به درستی تعریف کرده و چگونگی رسیدن به آن جایگاه را مشخص کند. مستندات حاصل از این فرآیند را برنامه ی راهبردی سازمان می نامند .برنامه ریزی راهبردی برای برای برنامه ریزی موثر به منظور تصویر کردن پلان یک سازمان بکار می رود، اما هرگز نمی تواند مشخصا پیشبینی کند بازار در آینده دقیقن چگونه خواهد بود و در آینده ی نزدیک چه اتفاقاتی رخ خواهد داد.

به هر رو، متفکران استراتژی در سازمان می باید استراتژی های سازمان را بر اساس زنده ماندن در شرایط سخت طراحی کنند .درواقع برنامه ریزی راهبردی به نوعی تصویر رسمی آینده ی سازمان است.

هر برنامه ی راهبردی ای دست کم به یکی از پرسش های زیر پاسخ خواهد داد:
1- ما دقیقا چه کار می کنیم؟
2- برای چه کسی کار می کنیم؟
3- چگونه کار خود را به بهترین شکل ممکن انجام دهیم؟
در برنامه ریزی های تجاری ممکن است پرسش سوم به شکل زیر پرسیده شود :
3- چگونه می توان رقیب را از سر راه برداشت یا از رقابت اجتناب کرد؟
در این رویکرد بیشتر بدنبال شکست دادن رقیبان هستیم تا بهترین بودن !

در بسیاری از سازمان ها برنامه راهبردی درباره ی این است که سال آینده سازمان به کجا خواهد رسید که به طور معمول تر در خصوص سه تا پنج سال آینده ( دراز مدت) نیز صادق است، اگرچه بعضی از سازمان ها چشم انداز خود را تا 2۲ سال آینده گسترش داده اند .

واژه “استراتژی” از واژه یونانی “Strategos” گرفته شده که به معنای “سالار سپاه” می باشد. سالانه هر یک از ده قبیله یونانی یک Strategos برمی گزیدند تا سپاهیانشان را هدایت نماید. بعدها وظایف وی به امور قضایی و مدنی نیز تعمیم داده شد. تاریخچه برنامه ریزی استراتژیک به امور نظامی برمی گردد. برابر تعریف لغت نامه ای ، استراتژی، “دانش برنامه ریزی و هدایت عملیات نظامی بزرگ در مقیاس کلان با هدف تشخیص و یافتن بهترین موقعیت پیش از درگیری واقعی با دشمن است “.

برنامه ریزی استراتژیک در سازمان ها در دهه 1۵۹۲ آغاز و در دهه های 60 و 70 به سرعت محبوبیت یافت و بسیاری از مدیران دریافتند که استراتژی، پاسخ بسیاری از مسائل است. در دهه 60 ، مدل های کیفی و کمّی استراتژی گسترش یافت . در آغاز دهه 80 میلادی، مدل ارزش سهام داران و مدل پورتر برای برنامه ریزی استراتژیک، استاندارد شناخته می شدند. نیمه دوم دهه 80 میلادی، آغاز پیدایش مدل های استراتژی معطوف به شایستگی محوری و تمرکز بر بازار بود. اواخر نیمه دوم دهه 80 و آغاز دهه 90 میلادی، شروع پیدایش مدل های نسل دوم برنامه ریزی استراتژیک بود که بیشتر بر اهمیت انطباق سازمان با تغییر، انعطاف پذیری، تفکر استراتژیک و یادگیری سازمانی تمرکز و تاکید داشتند.

2.4.5 مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک مجموعه تصمیم ها و اقدامات مدیریتی است که عملکرد بلند مدت یک شرکت را تعیین می کند. مدیریت استراتژیک عبارت است از بررسی محیطی (هم محیط خارجی و هم محیط داخلی)تدوین استراتژی، اجرای استراتژی، ارزیابی و کنترل. بنابراین مدیریت استراتژیک بر نظارت و ارزیابی بر فرصتها و تهدیدهای خارجی در سایه توجه به نقاط قوت و ضعف یک شرکت تأکید دارد [7].

2.4.5.1 مراحل مدیریت استراتژیک

فرآیند مدیریت استراتژیک در بر گیرنده سه مرحله می شود:

• تدوین استراتژی ها
• اجرای استراتژی ها
• ارزیابی استراتژی ها

مقصود از تدوین استراتژی این است که مأموریت شرکت تعیین شود. شناسایی عواملی که در محیط
خارجی، سازمان را تهدید میکنند یا فرصتهایی را به وجود می آورند. شناسایی نقاط قوت و ضعف داخلی سازمان، تعیین هدفهای بلند مدت، در نظر گرفتن استراتژی های گوناگون و انتخاب استراتژی های خاص جهت ادامه فعالیت [15]

اجرای استراتژی ها ایجاب می کند که سازمان هدف های سالانه در نظر بگیرد، سیاستها را تعیین کند،
در کارکنان انگیزه ایجاد کند و منابع را به گونهای تخصیص دهد که استراتژیهای تدوین شده به اجرا
درآید[16].

ارزیابی استراتژی ها بدان سبب باید استراتژیهای را مورد ارزیابی قرار داد که موفقیت امروز نمیتواند
موفقیت فردا را تضمین نماید. موفقیت همیشه موجب بروز مسائل جدید و گوناگون می شود، سازمانی که به وضع کنونی خود بسنده نماید یا دچار تکبر شود محکوم به فنا خواهد بود[17].

2.4.5.2 مزایای مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک به سازمان این امکان را میدهد که به شیوه ای خلاق و نوآور عمل کند و برای شکل دادن به آینده خود به صورت انفعالی رفتار ننماید. این شیوه مدیریت باعث میشود که سازمان دارای ابتکارعمل باشد و فعالیتهایش به گونه ای درآید که بتواند در حوزههای مختلف مربوطه اعمال نفوذ نموده و بدین گونه سرنوشت خود را رقم بزند و آینده را تا حد مطلوبی تحت کنترل خود درآورد [16] .

2.4.5.3 ویژگی های مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک، ویژگیهایی را که مدیریت کلی داراست در بر میگیرد، اما ورای این ویژگیها، در مورد یک سری از خصوصیات که مختص مدیریت استراتژیک است نیز میتوان به طور جداگانه بحث کرد:

• قبل از هر چیز مدیریت استراتژیک یک وظیفه مدیریتی عالی (بلند پایه) است؛ مدیریت استراتژیک چون بطور کامل معطوف و متمرکز بر آینده سازمان بوده و سعی در مشخص کردن راستا و جهت برای آن دارد، از آن جهت وظیفه اصلی مدیران بلند پایه است.
• معطوف به آینده بوده و به هدفهای بلند مدت سازمان مربوط است؛ به این میاندیشد که در افق
زمانی مشخص شده سازمان چه خواهد شد و برای گرفتن این نتایج چه کارهایی را باید انجام داد.
• مدیریت استراتژیک سازمان را به صورت یک سیستم بازنگری میکند؛ سازمانها با محیطی که در آن قرار دارند همبستگی داشته و پیوسته در حال تعاملند. در محیط هر تغییری صورت می گیرد سازمان نیز از آن تأثیر خواهد پذیرفت، بدین سبب مدیریت استرتژیک محیط را از نزدیک تعقیب می کند.
• مدیریت استراتژیک مدیران رده پایین را نیز راهنمایی می کند؛ به عبارت دیگر مدیریت استراتژیک اهداف، تصمیم و فعالیتهایی را که مشخص می کند در داخل سازمان تا پایین ترین سطوح برای هر فرد قطعه شروع حرکت را تعیین می کند.

2.4.5.4 تأثیرات مدیریت استراتژیک بر عملکرد سازمان

تحقیقات نشان داده است که عملکرد سازمانهایی که به مدیریت استراتژیک می پردازند از سایر سازمانهاموفقترند. دست یابی به یک حلقه ارتباط مناسب بین محیط یک سازمان و استراتژی، ساختار و فرآیندهای آن سازمان، آثار مثبتی بر عملکرد آن سازمان دارد. برای اثربخش و مؤثر بودن، همیشه لازم نیست که مدیریت در قالب فرآیندی رسمی به اجرا درآید. شرکت های کوچک در عمل ممکن است به شکل غیر رسمی و به طور نامرتب برنامهریزی کنند. مدیر عامل و گروهی از مدیران ارشد ممکن است به طور اتفاقی دور هم جمع شوند تا به حل مسائل استراتژیک بپردازند و قدم های بعدی را برنامه ریزی کنند [18].

2.4.5.5 نحوه تکامل مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک طی چهار مرحله تکامل مییابد:

• برنامه ریزی مالی اساسی: با هدف اهمال کنترل عملیاتی بهتر از طریق تلاش برای تأمین بودجه ها.
• برنامه ریزی مبتنی بر پیش بینی: با هدف برنامه ریزی مؤثرتر به منظور کمک به رشد سازمان از طریق تلاش برای پیش بینی آینده فراتر از سال بعد.
• برنامه ریزی با تأکید بر محیط خارجی سازمان (برنامه ریزی استراتژیک): با هدف تأمین خواسته ها، نیازها و سلایق بازارها و موفقیت در رقابت از طریق تلاش برای جا انداختن و اعمال تفکر استراتژیک.
• مدیریت استراتژیک: با هدف کسب مزیت رقابتی و آینده ای موفق از طریق مدیریت تمام منابع.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.