شرکت ملی گاز ایران

-4 بخش سوم شرکت ملی گاز ایران

2-4-1 مقدمه

کاربرد گاز طبيعي به عنوان سوخت حرارتي تنها قسمتي از موارد متنوع کارآيي اين ماده گرانقدر به شمار مي رود. اهميت اصلي و واقعي گاز طبيعي با توجه به ارزش افزوده فراوان و قابليت تبديل به هزاران نوع کالاي با ارزش اقتصادي در بخش صنعت پتروشيمي ظاهر مي شود. نياز روزافزون به گاز براي تامين انرژي و سوخت و همينطور ارز حاصل از فروش و صادرات براي سرمايه گذاري و راه اندازي صنايع مادر و زير بنايي در کشور، انديشه تمرکز بخشيدن فعاليتهاي مرتبط با صنعت گاز را تقويت کرد و در اين رابطه طبق اساسنامه قانوني، شرکت ملي گاز ايران به عنوان يکي از چهار شرکت اصلي وابسته به وزارت نفت جمهوري اسلامي ايران با سرمايه اوليه 25 ميليارد ريال در سال 1344 هجري خورشيدي مطابق با 1965 ميلادي تاسيس گرديد.

اين شرکت از بدو تأسيس تا کنون متناسب با روند توسعه اقتصادي و اجتماعي کشور و بهره گيري از گاز به عنوان يکي از منابع مهم در تامين سوخت و توليد انرژي و تحصيل بخشي از ارز مورد نياز تدريجاً با قابليت ها و توانمندي ها و منابع و امکانات مختلفي از جمله نيروي انساني متخصص و کارآمد با دانش و بينش علمي و نظري و نيز ابزار آلات، تجهيزات و ماشين آلات و کارگاه هاي متعدد و متنوع پيشرفته و مدرن براي اجراي عمليات شرکت دست يافته، به طوري که امروز قادر است کليه امور مربوط را مطابق با استانداردهاي معتبر بين المللي قابل قبول راساً انجام دهد.

اکنون شرکت ملي گاز ايران يکي از ده شرکت بزرگ فعال در عرصه گاز در خاورميانه و يکي از چهار شرکت اصلي وزارت نفت با سابقه بيش از 45 سال است که وظيفه تامين بيش از 61 درصد از سوخت مورد نياز کشور را بر عهده دارد. از اين نظر شرکت ملي گاز ايران از جايگاه مهمي در داخل و خارج کشور برخوردار است که به تناسب نيازها و گسترش فعاليتهاي خود در داخل و خارج از کشور، نسبت به تغيير ساختار خود اقدام نموده است. اين شرکت ضمن حفظ و تقويت توان خود در ابعاد سخت افزاري و نرم افزاري، نسبت به جذب نيروهاي متخصص يا با آموزش و به روز رساني توان نيروهاي مجرب اقدام نموده است.

در حال حاضر شرکت ملي گاز ايران داراي حدود 18000 نيروي شاغل رسمي بوده و اندکي بيش از اين تعداد نيروهاي غير رسمي در خدمت آن مي باشند.

2-4-2 آشنايي با تاريخچه صنعت گاز ايران

از نوشته هاي تاريخ نويسان کهن چنين برمي آيد که ايرانيان در استفاده از گاز و ديگر مشتقات نفتي بر ديگر اقوام جهان پيشي داشته اند. به عنوان مثال وجود بقاياي آتشکده ها و معابد نظير آتش جاوداني نزديک کرکوک که به مشعل بخت النصر مشهور بود، در نزديکي مخزن گاز طبيعي قرار داشت. همچنين معابد زرتشتيان در نزديکي مسجد سليمان و روايات تاريخي از آتشکده آذرگشسب در آذربايجان، همگي گواه همين مدعاست. ايرانيان باستان بنا به اقتضاي فرهنگ مذهبي خويش وجود آتش را گرامي مي داشتند. و در جهت پايداري آن مي کوشيدند. در فلات مرکزي و جنوبي ايران و در مناطقي که جنگلهاي انبوه وجود داشت براي روشن نگاه داشتن آتش مقدس از امکانات ديگري به جز چوبهاي جنگلي استفاده مي بردند و طبيعت اين مناطق با ذخاير فراوان زير زمين اين تلاش را آسان مي نمود.

2-4-2-1 تولد صنعت گاز طبيعي

اساس و مبناي صنعت گازي که در آمريکا و اروپا به وجود آمد گاز طبيعي نبود، بلکه گازي بود که در اثر حرارت دادن به زغال سنگ ايجاد مي شد. اين گاز زغال سنگي (گاز شهري) که براي روشنايي مورد استفاده قرار مي گرفت، روش زندگي مردم را در اوايل قرن هجدهم دگرگون ساخت. ساعات کار و فعاليت کارخانه ها افزايش يافت و مردم نيز توانستند در هنگام شب بدون استفاده از شمع گران قيمت و خطرناک، از روشنايي استفاده ببرند و متعاقب آن در منازل خود روزنامه و کتاب بخوانند.

سرانجام يک مخترع اسکاتلندي به نام ويليام مرداک نخستين کسي بود که دريافت از گاز به عنوان يک منبع انرژي مي توان آسان تر از زغال سنگ استفاده کرد. زيرا هم امکان انتقال آن از طريف لوله کشي وجود داشت و هم آنکه به راحتي قابل کنترل بود. در سال 1972 ويليام مرداک توانست با استفاده از انرژي گاز، روشنايي خانه خود را تأمين کند. و در سال1979 فردي به نام فيليپ لبون نخستين آزمايش خود را به روي گازي آغاز کرد که در اثر حرارت دادن خاک اره و زغال سنگ به دست مي آمد. وي روش تقطير گاز حاصل از چوب را به ثبت رساند. با اين وصف دولت فرانسه از پذيرش نظريه و ديدگاه فيليپ لبون در استفاده از گسترش نظام روشنايي گازي امتناع کرد تا اينکه در سال 1807 وينسور براي اولين بار روش ايجاد روشنايي گازي در خيابان هاي لندن را به نمايش گذاشت. در اوايل کار براي گازرساني از لوله هاي چوبي استفاده مي شد و به مرور لوله هايي مانند لوله توپهاي جنگي مربوز به نيروي درياي جايگزين آنها شد. در سال 1819 در لندن حدود 482 کيلومتر لوله کشي وجود داشت، که گاز مورد نياز حدود 50 هزار مصرف کننده گازي را تأمين مي کرد. در همين سالها فعاليت هاي مختلف براي استفاده از گاز در صنعت آغاز مي شود. هر چند ايرانيان در استفاده از گاز و ديگر مشتقات نفتي بر ديگر اقوام جهان پيشي داشته اند و همچنان که پيشتر اشاره کرديم وجود بقاياي آتشکده ها و معابدي که در نزديکي مخازن گاز طبيعي قرار داشته اند گواه اين مدعاست. اما نخستين اسناد تاريخي استفاده با برنامه از گاز در ايران به زمان قاجاريه و سلطنت ناصرالدين شاه مربوط مي شود. هنگامي که ناصرالدين شاه در سال 1873 ميلادي به لندن سفر کرده بود، چراغهاي گازي که روشني بخش معابر بودند، تعجب وي را برانگيخت و پس از بازگشت به ايران دستور احداث و استفاده از کارخانه چراغ گاز را صادر کرد.

از سال 1908 ميلادي که نخستين چاه نفت ايران در مسجد سليمان به نفت رسيد، حجم زيادي از گازهاي همراه به علت بعد مسافت بين منابع توليد و نقاط مصرف و بالا بودن هزينه سرمايه گذاري و پايين بودن مصرف که تنها محدود به مناطق جنوب مي شد، سوخته و به هدر مي رفت اما تدريجاً که منابع نفت يکي پس از ديگري احداث و به بهره برداري مي رسيد، استفاده از گاز طبيعي براي تأمين سوخت و مصارف منازل سازماني در مناطق نفتخيز از جمله مسجد سليمان، آغاجاري، هفتگل و آبادان مورد توجه قرار گرفت و در کنار فعاليتهاي اصلي توليد، انتقال و پالايش نفت خام در نواحي جنوبي ايران، فعاليتهاي محدودي براي تهيه و به عمل آوردن گاز طبيعي توسط شرکتهاي عامل انجام مي شد.

در ايرا، در ابتدا فقط نفت استخراج مي شد، در حالي که همراه آن مقدار زيادي گاز هم توليد مي گرديد. از 1910 تا دهه 1960 گازهاي توليد شده به همراه نفت عمدتا? سوزانده مي شد. در اوايل دهه 1990 طي قراردادي در مقابل احداث کارخانه ذوب آهن توسط روسيه در ايران، گازهاي همراه نفت استخراج شده با خط لوله به روسيه منتقل شد. در واقع، به مدت 50 سال اين گازها مي سوخت و استفاده اي از آن نمي شد. اما پس از آن و همزمان با صادرات به روسيه، براي اولين بار، گازهاي توليدي همراه نفت، در شيراز مورد استفاده قرار گرفت. در واقع، کارخانه سيمان شيراز اولين کارخانه اي بود که گازي شد و به تدريج گازکشي به ساير شهرهاي ايران شکل گرفت. بدين ترتيب، گازي که 50 سال مي سوخت و هدر مي رفت، وارد شبکه گاز رساني کشور و خانه هاي مردم گرديد. اين وضعيت تا زماني که ميادين مستقل گازي کشف نشده بودند و گاز تنها از ميادين نفتي استخراج مي شد، طبيعي بود. اما با کشف ميادين مستقل گازي نظير کنگان و پارس، ضروري بود تا اين تفکيک مسئوليت ها در مورد استخراج گاز بين شرکت ملي نفت و شرکن ملي گاز انجام شود. به عبارت ديگر، بايد شرکت ملي نفت مسئول توليد، استخراج، تجارت و صادرات نفت و شرکت ملي گاز، مسئول توليد، تجارت و صادرات گاز باشد.

در حدود 40 سال قبل سياستهاي شرکت ملي نفت ايران موجبات فني و اقتصادي را براي مهار کردن گازهاي همراه و جمع آوري و پالايش، انتقال و فروش آنها فراهم آورد. پس از مطرح شدن بحث فروش گاز به خارج، مطالعات گسترده اي انجام شد و پروژه خط لوله سراسري اول موسوم به IGATI اجرا و بهره برداري شد. به سبب آنکه ضرورتا? مي بايست کليه امور مرتبط به گاز در يک سازمان متشکل مي شد تا پاسخگوي مسئوليت ها و هدف ها آينده باشد و علاوه بر آن توافق کلي که در زمينه توسعه همکاري هاي اقتصادي بين ايران و شوروي سابق در سال 1344 صورت گرفت و منجر به امضاء پروتکلي در دي ماه همان سال شد زمينه صدور گاز مطرح و تأسيس شرکت ملي گاز ايران در اسفند ماه 1344 تصويب و به مورد اجرا گذاشته شد هم اکنون اين شرکت يکي از چهار شرکت اصلي وزارت نفت است که رياست مجمع عمومي آن به عهده رئيس جمهور و رياست هيأت مديره اش به عهده وزير نفت مي باشد.


2-4-3  نگاه اجمالي به گستره اداري و سازماني شرکت ملي گاز ايران

شرکت ملي گاز ايران مرکب از هفت مديريت است که شامل مديريت هاي زير مي باشد:

  1. مديريت امور مالي
  2. مديريت برنامه ريزي
  3. مديريت پژوهش و فن آوري
  4. مديريت توسعه منابع انساني
  5. مديريت هماهنگي و امور گاز رساني
  6. مديريت هماهنگي و نظارت بر توليد (ديسپچينگ)

علاوه بر مديريت هاي ياد شده 13 امور وجود دارند که مستقيماً زير نظر مدير عامل مشغول فعاليت هستند. اين امور عبارتند از: روابط عمومي، امور حقوقي، امور بازرسي و پاسخگويي به شکايات، حسابرسي داخلي، امور بين الملل، حراست، امور مجامع، امور اجرايي هيئت بدوي رسيدگي به تخلفات، بازرسي فني، امور ايمني، بهداشت و محيط زيست (HSE)،فن آوري اطلاعات و ارتباطات، و امور تخصصي بازرگاني.

از هفت مديريت ياد شده، مديريت گاز رساني شامل 30 شرکت گاز استاني است که در گستره جغرافيايي ايران به فعاليت هايي چون گاز رساني به شهرها و روستاها، گاز رساني به نيروگاهها و صنايع کشور و گاز رساني به مراکز تجاري مشغول است.

همچنين شرکت ملي گاز ايران مرکب از 6 شرکت فرعي است که هر يک در حوزه هاي مختلف پالايش و نم زدايي، انتقال گاز، مهندسي و توسعه گاز، بازرگاني با مديريت هايي مستقل مشغول فعاليت هستند. اين شرکت ها عبارتند از:

  1. شرکت مهندسي و توسعه گاز ايران
  2. شرکتهاي پالايش گاز ايران
  3. شرکت انتقال گاز ايران
  4. شرکت ذخيره سازي گاز طبيعي ايران
  5. شرکت بازرگاني ايران
  6. شرکت خدمات غير صنعتي گاز ايران

 

2-4-4 مدیریت توسعه منابع انسانی شرکت ملّی گاز ایران

Top of Form

Bottom of Form

مديريت توسعه منابع انساني شركت ملي گاز با رويکردي استراتژيک به جذب، توسعه، مديريت و انگيزش منابع كليدي سازمان يا همان پرسنل مي پردازد.

به منظور دست يابي به هدف ها، وظايف و استراتژي هاي ذيل و نيز حصول نتايج مطلوب از تلاش هاي جمعي كاركنان سازمان، چارت سازماني روبرو با حوزه هاي وظيفه اي نشان داده شده در مديريت توسعه منابع انساني وجود دارد.

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.